بسم الله الرحمن الرحیم
شرح فعالیت- مربی بچه ها به تصویر روی تابلو خوب نگاه کنید ببینید چه می بینید خوب حالا گروها با هم مشورت کنند0سپس ازسرگروه در تصویر چه دیدید نوآموزان به بیان تصویر میپردازند مربی تشویق می کند ودربین نوآموزان راه می رود واز گروه بعدی می پرسد مربی تشویق می کند واز گروه بعدی می پرسد البته سوالات بصورت جمعی پرسیده می شود ولی فرادا جواب می دهند0پس از گرفتن مطلب مورد نظر وبیان داستان از زبان بچه ها مربی با زبان ساده به بیان داستان می پردازد0یکی بود یکی نبود غیراز خدای مهربان یک پدر بزر گ بود که خیلی مهربان بود0که یک مزرعه خیلی قشنگی داشت وهر روزمی رفت ودر مزرعه مشغول کار می شدیکی از این روزها مادر بزرگ هوس آش چغندر کردو به پدر بزرگ گفت بهتر شما به مزرعه بروید وتا من با نوه هایم مقدمات آش راتدارک دیده ایم شما چند چغندر برای آش بیاورید وقتی پدر بزرگ به مزرعه رفت شروع کرد به کندن زمین وبرگهای چغندر راشروع کرد به کشیدن وبا خواندن شعر چغندرک آی شیرینک بیرون بیا (2)با یک تکان دو تکان سه تکان بیرون بیا اما کنده نشد پیرزن را صدا زد0 باهمدیگر شروع کردن به خواندن شعر اما باز هم نتوا نستن سپس مادر بزرگ نوه های خود را صدا کرد پسرک دامن ودخترک کت برادر را گرفت وشروع به خواندن شعر کردن ناگهان چغندر بیرون آمد وهمه روی زمین افتادن آنقدر چغندر بزرگ بود که همه همسایگان برای تماشای آن آمده بودن وخوشحالی می کردند آن روز مادر بزرگ یک دیگ بزرگ آش پخت چه آش خوشمزه ای آش چغندر پر برکت!
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 11:26  توسط ضغری هاشمی
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||